از اون حالتا ک نه میشه به کسی چیزی گفت
نه میشه از کسی چیزی خواست
باید تحمل کرد و کرد و کرد
که خب؛مهم نیست:)
برچسب:
نویسنده: نیما باقریان
اندازه تمام چیزایی ک میتونس اتفاق بیفته و نیفتاده
خستم:)
برچسب:
نویسنده: نیما باقریان
باید بگم ی انگیزه کوفتیم تو زندگی سگیم ندارم
ک صبا ب امید اون بیدار شم حداقل
برچسب:
نویسنده: نیما باقریان
آدمای مهربون زندگیم تا وقتی مهربونن که شخصیت خسته و کسل کننده منو نشناختن
وگرنه یه آدم غرغروی بیحوصله ناراحتو چه به محبت؟
[تا دلتان بخواهد پشت این پست اشک است]
برچسب:
نویسنده: نیما باقریان
شالگردنی که دوسش نداری و هر رجش داره با نفرت و بغض بافته میشه
برچسب:
نویسنده: نیما باقریان
زورم به خودم نمیرسه
و شدیدا احساس بیکسی میکنم
و به طرز احمقانهای همش درحال گریه کردنم
برچسب:
نویسنده: نیما باقریان
هیچی سرجاش نیس
از منم کاری برای کمک ب هیشکی برنمیاد
چون من حتی بلد نیستم ب خودم کمک کنم تا اینقد تو لجن دست و پا نزنم
برچسب:
نویسنده: نیما باقریان